محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

986

آثار عجم ( فارسى )

كردم استفسار مطلب ، دوش از پير خرد * سر برآورد و به صد تعظيم ، گفتا در جواب كاين كتاب نغز و چندين جلد ديگر همچنين * باشد از تصنيف طبع « فرصت » عاليجناب فرصتش بادا ، ز حق ، كالحق به گاه نثر و نظم * گشته از ديوان دانش ، همچو فردى ، انتخاب در همه فنّى است قادر ، خاصه اندر شاعرى * كش نظيرى نيست در اين دوره كس از شيخ و شاب عزم تصوير ار كند با كلك مويى مىكشد * نقش صد پيل دمان را بر يكى پرّ ذباب چون فروغ مهر روشن راى « فرصت » اوفتاد * بر « شعاع » خسته‌دل ، مشهور شد چون آفتاب آرى اين معنى بود روشن كه ماه آسمان * از شعاع مهر ، روشن مىفشاند ماهتاب كاتب اين خطّ نغز دلكش مشكين رقم * هست مولانا ، جناب « قدسى » آن قدسى خطاب آنكه مىشايد به استادان خط ، ميرى كند * هم كنند ايشان از او قانون خط را اكتساب از پى اتمام تأليف و شروع طبع آن * مصرعى شد طبع ، طالب كز عدد گيرد حساب ناگهان يارى ز يارى سر به جمع آورد « 1 » و گفت * « آمد آثار عجم چون جام جم از فرّ و آب « 2 » » « 5 »

--> ( 1 ) . ناگهان . . . : از كلمهء يارى كه سر آورند ، يعنى ياء مثناة تحتانيه را ادخال نمايند ، تاريخ يك هزار و سيصد و سيزده مىشود . ( 2 ) . آب : يعنى رونق و بها . ( 5 ) . سركار ميرزا حسن خان سرهنگ - كه معلّم فوج خلج ساوه است و نبيرهء مرحوم فرج اللّه شيرازى ، خازن الاشعار منشىباشى حضرت وليعهد ، متخلّص به « طرفه » - در اتمام تأليف اين كتاب فقير ، تاريخى سروده و روانه نموده . مشار اليه فنون رياضى و جغرافى و مشق نظامى را بكمالها داراست و از اشخاص مؤدّب دنياست . اين است :